مرتضى مطهرى

293

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

ديگران به چنين افرادى بر نخورده‌اند ، ولى عبد اللطيف كتاب خود را در اواخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم تأليف كرده است « 1 » ؛ يعنى با حادثهء فتح اسكندريه كه در حدود سالهاى 17 و 18 هجرى واقع شده نزديك به ششصدسال فاصله دارد و در همهء اين ششصدسال در هيچ كتاب تاريخى و از زبان هيچ مورخى اعم از مسلمان و مسيحى و يهودى و غيره ديده و شنيده نشده ؛ يك مرتبه بعد از اين مدت طولانى در كتاب عبد اللطيف ديده مىشود . اين جهت ، نقل عبد اللطيف را از حد يك نقل بى سند ( و به اصطلاح « خبر مرسل » ) هم پايين‌تر مىبرد و به صورت نقلى در مىآورد كه قرائن خارجى بر دروغ بودن آن هست . از همهء اينها بالاتر اينكه تواريخ شهادت مىدهند كه اساساً كتابخانهء اسكندريه چندين بار قبل از آنكه اسكندريه به دست مسلمانان فتح شود مورد تاراج و يغما و حريق واقع شده و هنگامى كه مسلمين اسكندريه را فتح كردند اساساً كتابخانه‌اى به صورت سابق وجود نداشت و تنها كتابهايى در دست افرادى بوده كه مسلمين در قرنهاى دوم تا چهارم هجرى از آن كتابها استفاده كردند . اينجا بار ديگر مثل معروف مصداق پيدا مىكند كه شخصى گفت : « امامزاده يعقوب را گرگ بر روى مناره دريد » . ديگرى گفت : امامزاده نبود و پيغمبرزاده بود ، يعقوب نبود و يوسف بود ، بالاى مناره نبود و ته چاه بود ، تازه اصل مطلب دروغ است ، گرگ يوسف را ندريد . من اينجا زمام سخن را به ويل دورانت ، مورخ معروف جهانى تاريخ تمدن مىدهم . ويل دورانت مىگويد : « از جمله دلايل ضعف اين روايت ( روايت عبد اللطيف ) اين است كه : 1 . قسمت مهم كتابخانهء اسكندريه را مسيحيان متعصب به دوران اسقف « توفينس » به سال 392 ميلادى ( در حدود 250 سال قبل از فتح اسكندريه به دست مسلمين ) سوزانيده بودند . 2 . در مدت پنج قرن « 2 » كه از وقوع تا ثبت حادثهء مفروض در كتاب عبد اللطيف فاصله بود ، هيچ يك از مورخان دربارهء آن سخن نياورده‌اند در صورتى كه « اوتكيوس » مسيحى كه به سال 322 هجرى ( 933 ميلادى )

--> ( 1 ) . در سال 603 از تأليف آن فارغ شده است ؛ شبلى نعمان ، رسالهء « فتح اسكندريه » ، ص 28 . ( 2 ) . بلكه قريب به شش قرن .